دانلود کتاب مامان و معنی زندگی اثراروین یالوم

برگشت به لیستفروش کالای مشابه
دانلود کتاب مامان و معنی زندگی اثراروین یالوم
دانلود کتاب مامان و معنی زندگی اثراروین یالوم
کتاب مامان و معنی زند‌گی، د‌استان‌های روان‌د‌رمانی شامل شش داستان «مامان و معنى زندگى»،  «هم‌نشینی با پائولا»، «تسکین از نوع جنوبى» «هفت درس پیشرفته‌ى در درمان سوگ»، «رویایی دوجانبه» و «طلسم گربه‌ى مجار» است که چهار داستان ابتدایی آن براساس واقعیت به نگارش درآمده و دو داستان آخری را اروین یالوم براساس تخیل خود نوشته است. نویسنده‌ طی این داستان‌ها شگفتی‌ها و چالش‌های موجود در رابطه‌ی مریض و درمانگر را بیان می‌کند که دستاورد مهمی برای روانشناسی است.

«مامان و معنى زندگى» داستان اول کتاب ... ادامه متن
خرید این کالا ( 15,000 تومان )
با اطمینان خرید کنید. در صورت عدم هماهنگی کالا با توضیحات ارائه شده، وجه پرداختی به شما برگشت داده می شود.
فایل نمونه کالا
نوع فایل : pdf

Warning: file_get_contents(files/user/product/file/5ebce7458d8b136578.pdf): failed to open stream: No such file or directory in /home/mitra/domains/mitrarank.ir/public_html/pages/product.php on line 51
ارسال کننده : omidraz...
نمایش کالاهای بیشتر از گروه پروژه های آموزشی و فایل های متنی
کتاب مامان و معنی زند‌گی، د‌استان‌های روان‌د‌رمانی شامل شش داستان «مامان و معنى زندگى»،  «هم‌نشینی با پائولا»، «تسکین از نوع جنوبى» «هفت درس پیشرفته‌ى در درمان سوگ»، «رویایی دوجانبه» و «طلسم گربه‌ى مجار» است که چهار داستان ابتدایی آن براساس واقعیت به نگارش درآمده و دو داستان آخری را اروین یالوم براساس تخیل خود نوشته است. نویسنده‌ طی این داستان‌ها شگفتی‌ها و چالش‌های موجود در رابطه‌ی مریض و درمانگر را بیان می‌کند که دستاورد مهمی برای روانشناسی است.

«مامان و معنى زندگى» داستان اول کتاب است که درباره‌ی تاثیر مادر بر شکل‌گیری شخصیت فرزندان است. در این داستان اروین یالوم زندگی زنی نویسنده را به تصویر می‌کشد که پس از مرگ مادرش، رویای او را می‌بیند. این زن که از مادرش بیزار بوده ولی بعد از ده سال زندگی‌اش تحت شعاع او قرار می‌گیرد و با خود می‌گوید: «چرا حالا که سال‌های سال در خصومتی مداوم با او زندگی کرده‌ام، باید برایش دست تکان بدهم؟ او خودبین، منع‌کننده، مداخله‌جو، بدگمان، کینه‌ای، به شدت یک‌دنده و فوق‌العاده کم اطلاع بود. یک لحظه را هم به یاد نمی‌آورم که با او احساس صمیمیت کرده باشم.»
این مطلب را با دوستان تان به اشتراک بگذارید :
برگشت
برگشت
برگشت
برگشت